کارهای شیرین عسلهای من در یکسالگی
فاطمه جون حرفها و کلماتی که در یکسالگی میگفتی بابا مامان دایی دادا ایی یعنی علی دودو نانا من نه
فاطمه و علی هردوتون وقتی چیزیا میخواستید میگفتید من من یعنی به منم بده
علی مامان بیشتر بابا بابا خیلی میگی ولی مامان و دادا و دد را هم میگی
علی و فاطمه جون یکسال و یک ماهتونه ولی خیلی با احساس و مهربونید و کلی مامان و بابا را بوس میکنید انشاالله این احساسات قشنگتون هر روز پررنگتر بشه
یکبار که زهرا و پرنیان دعواشون شده بود و پرنیان گریه میکرد فاطمه دستشا دور گردن پرنیان مینداخت و بوسش میکرد و تا زمانی که پرنیان اروم نشد همچنان بهش چسبیده بودبعد زهرا گریه افتاد و رفت سراغ زهرا.
فاطمه هر وقت کسی زنگ خونه را میزنه میدوی طرف در و میگی تیه تیه فدای حرف زدنتون بشم
دیگه بزرگ شدید و میفهمید وهرموقع روسری و مانتو میپوشم بهم میچسبید که بغلتون کنم و ددر بریم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کارهای شیرین عسلهای من در یکسالگی
